فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی: چگونه می توان بجای واکنش، پاسخ داد؟

فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی: چگونه می توان بجای واکنش، پاسخ داد؟

 

 

فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی: چگونه می توان بجای واکنش، پاسخ داد؟

نویسنده: جیل سدر[۱]

ترجمه: مریم عباسی

 

 

 

فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی یا فرزندپروری ذهن آگاهانه، یعنی به جای اینکه براساس احساسات خود رفتار کنید، توجه آگاهانه داشته باشید، به آنچه اتفاق می افتد.

استرس شما چگونه بروز می کند؟

بدن و مغز، به عنوان یک شبکه ایمنی، در شرایط استرس بالا، از خود واکنش نشان می دهند. اگر مغز، تهدیدی احساس کند، به آمیگدال، سیستم “هشدار” بدن، علامت میدهد و آمیگدال به بدن پیام می دهد بدون فکر کردن عمل کند. آمیگدال با واکنشهایی مثل جنگیدن، فرار کردن یا تسلیم شدن پاسخ می دهد. همه اینها برای محافظت از ماست، اما گیرندههای استرس نمی توانند بین خطرات واقعی و غیرواقعی تمایز قائل شوند. در فرزندپروری، واکنش های استرسی غالباً توسط اتفاقاتی رخ می دهد که در واقع برای زندگی، تهدیدآمیز نیستند. هنگامی که کودکمان غذای خود را روی زمین ریخته، ما واکنش نشان می دهیم، واکنشی شبیه به وقتی که بوسیله یک خرس تعقیب می شویم.

افراد، باتوجه به تجربیات و خاطرات دوران کودکی خود، ممکن است واکنش استرسی متفاوتی داشته باشند.

هنگامی که گیرنده های استرس تحریک میشوند، در توجه و تفکر شفاف به اطرافیان مشکل ایجاد می شود.

نمی توانیم متفکرانه پاسخ دهیم، تمرکز پایین می آید و از توانایی ما برای حل مشکلات کاسته می شود.

دکتر دن سیگل[۱]، وانشناس بالینی که مغز را مطالعه می کند، میگوید:

در لحظه های فرزندپروروی  استرسی، ممکن است “کنترل خود را از دست بدهیم” یا “چشم و گوش ما بسته شود” و اجازه می دهیم احساسات، واکنش های ما را کنترل کنند.

وقتی “از کوره در می رویم” همه چیز خیلی سریع اتفاق می افتد و به نحوه درک فرزندانمان از ما، فکر نمی کنیم.

واکنش های ما برای بچه ها می تواند بسیار ترسناک باشد.

همچنین، الگویی هستیم برای آنان که  ببینند، افراد بزرگسال چطور به استرس واکنش نشان می دهند.

اگر تصمیم بگیریم که آگاه تر باشیم با مکثی کوتاه، قبل از پاسخ، می توانیم به بچه ها بیاموزیم که آنها نیز می توانند به جای واکنش سریع، مکث کرده و بعد تصمیم به پاسخدهی بگیرند.

ذهن آگاهی

ذهن آگاهی در فرزندپروری چیست؟

مدیریت احساسات و رفتارهای خودمان، کلیدی ترین نکته در آموزش بچه‌ها برای مدیریت خودشان می باشد.

به همین دلیل در پروازها به ما می گویند، اول ماسک های اکسیژن خود را قرار دهید و بعد ماسک فرزندتان را.

قبل از اینکه برای فرزند خود الگو باشید، باید اول خودتان را تنظیم کنید.

متأسفانه هنگام استرس و اضطراب و خستگی، نمی توانید بخوبی در اختیار و دسترس کودک خود باشید.

فرزندپروی ذهن آگاهانه، به معنای “والدین کامل” بودن نیست و شکستی در آن وجود ندارد.

کار آسانی نیست و نیازمند تمرین است، اما مانند بسیاری از جنبه های فرزندپروری، برخی روزها خوب و برخی روزها خوب نیست و همیشه فرصت امتحان دوباره وجود دارد.

ممکن است فراموش کنید که ذهن آگاه باشید و به محضی که متوجه می شوید، پریشان شوید، این فرصتی است برای انتخابی متفاوت- انتخاب بودن در لحظه حال.

فرزندپروری مبتنی بر آگاهی، بدان معنی است که شما به جای اینکه از احساسات خود پیروی کنید، توجه آگاهانه خود را، به آنچه اتفاق می افتد، بیاورید. ذهن آگاهی رها کردن احساس گناه و شرم نسبت به گذشته و تمرکز بر حال حاضر است. این یعنی پذیرفتن هر چیزی که اتفاق می افتد، نه تلاش برای تغییر آن یا نادیده گرفتن آن.

فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی، یعنی شما به احساسات خود توجه می کنید. این بدان معنا نیست که عصبانی یا ناراحت نشوید. مطمئناً احساسات منفی هم خواهید داشت، اما عمل کردن ناآگاهانه بر روی آنها، فرزندپروری را به خطر می اندازد.

مزایای فرزند پروری ذهن آگاهانه:

  • از احساسات و افکار خود آگاه تر می شوید.
  • نسبت به نیازها، افکار و احساسات کودک خود آگاه تر و پاسخگو تر می شوید.
  • در مدیریت احساسات خود بهتر می شوید.
  • نسبت به خود و فرزندتان کمتر انتقاد می کنید.
  • حضور در موقعیت شما بهتر می شود و از واکنش های سریع جلوگیری می کنید.
  • رابطه شما با فرزندتان بهبود می یابد.

چطور فرزند پروری مبتنی بر ذهن آگاهی را تمرین کنیم؟

به موقعیتی بیاندیشید که کودکتان شما را ناراحت یا عصبانی کرده- موردی که به طور خودکار واکنش نشان دادید، زیرا این همان کاری است که بیشتر ما هنگام بروز افکار، احساسات یا قضاوت های دشوار انجام می دهیم. در شرایط پر استرس وقتی احساسات ما به راحتی تحریک می شود، بهترین نسخه خودمان بودن، سخت است. باید انتظار داشته باشید که ممکن است فرزند شما این محرک ها را پیدا کند (نقطه جوش شما).

برای ایجاد تغییر در رفتار خود، ابتدا باید با “نقاط جوش” و محرک های عاطفی[۳] آشنا شد.

نقاط جوش، زمان های مشخصی از روز است که آسیب پذیرتر و از نظر عاطفی ضعیف تر هستیم.

ممکن است احساس استرس، خستگی، شکست یا درماندگی کنیم یا احساس دلگیری از کار یا زندگی مشترک.

محرک های عاطفی احساسات یا قضاوت های دوران کودکی شما هستند که وقتی کودک شما کار خاصی انجام می دهد، ممکن است بروز کنند:

  • فرزند شما به گونه ای رفتار می کند که مغایر با باورهای شماست. مثال: کودک در حال پرتاب مواد غذایی در رستوران یا به چنگ گرفتن همه اسباب بازی ها در یک فروشگاه است و این باعث می شود احساس شرمندگی یا خجالت داشته باشید.
  • رفتار فرزند شما ممکن است باعث یادآوری یک واکنش یا رفتار دوران کودکی تان شود. مثال: فرزند شما در سطح آکادمیک نبوده و فکر می کنید باید باشد و احساس می کنید که به عنوان والدین شکست خورده اید، زیرا وقتی نمره بدی می گرفتید، والدین شما می گفتند که به اندازه کافی خوب نیست.
  • رفتار فرزند شما ممکن است یک واقعه یا شرایط تلخ را به یاد شما بیاورد. مثال: اگر در کودکی، بازوی تان هنگام صعود در پارک جنگلی، شکسته باشد، هربار که کودک شما به زمین بازی برود، می ترسید.
  • رفتار فرزند شما لنزهای ترس و خواسته را فعال می کند. مثال: اگر یکی از بچه های من در طول شب بچه دیگر را از خواب بیدار کند، هیچکدام نمی خوابند و هر دو گریه می کنند و می ترسم که وقتی برای خودم نداشته باشم و الان که پدر یا مادر هستم، بزرگسالی را کاملاً از دست داده ام.

برای اینکه بر احساسات خود کنترل داشته باشید، ابتدا باید بتوانید تشخیص دهید و پیش بینی کنید که چه نوع موقعیتهایی ممکن است باعث تحریک نقاط جوش و واکنش های احساسی در شما شود.

سه عامل کلیدی در فرزند پروری مبتنی بر ذهن آگاهی

  1. هنگام درگیری با فرزند، به احساسات خود توجه کنید.

در مورد آخرین مشاجره یا یک وضعیت ناامیدکننده با فرزندتان فکر کنید.

چه احساساتی برانگیخته شد؟ آیا عصبانی، شرمنده یا خجالت زده بودید؟

سعی کنید احساس و عواطف خود را مثل آمدن و رفتن یک موج تجربه کنید. سعی نکنید احساسات را مسدود یا متوقف کنید. آن را دور نکنید. قضاوت یا رد نکنید. سعی نکنید احساسات را  از خود دور کنید. به آن نچسبید. آن را بزرگتر از آنچه که هست نکنید. شما احساسات خود نیستید و نباید که بر روی احساسات خود کار کنید.

فقط آنجا باشید، کاملاً به آن ذهن آگاه باشید. به خود یادآوری کنید که نیازی نیست خود یا فرزندتان را به خاطر آنچه اتفاق افتاده است مقصر بدانید.

نقطه جوش

سپس، سعی کنید این مشاجره را از دید فرزندتان مشاهده کنید.

اگر نمی توانید خوبی های کودکی خود را در شرایط خشم و مشاجره ببینید، به زمانی فکر کنید که با فرزندتان ارتباط خوبی داشته اید و با مهربانی به او پاسخ دادید.

سعی کنید به یاد بیاورید آن نسخه از فرزندتان، وقتی شما برانگیخته بودید.

در طول روز، وقتی اضطراب، خشم و عصبانیت دارید، سعی کنید آگاه باشید.

اینها ممکن است سیگنالی باشد که شما را برانگیخته می کند.

هنگامی که محرک های خود را شناختید، می توانید به مرحله بعد بروید.

  1. یادبگیرید هنگام عصبانیت قبل از پاسخ دادن مکث کنید.

چالش برانگیزترین و مهمترین بخش ذهن آگاهی، یافتن آن فضای آرام، در هنگام جوش آوردن لحظه ای است.

پیدا کردن این فضا را با متمرکز کردن توجه بر بدن و نفس خود تمرین می کنیم؛

زیرا احساسات ما، خود را با تغییراتی در بدن یا نفس نشان می دهند.

هنگامی که سرعت را کاهش می دهیم و بر بدن و نفس تمرکز می کنیم، یک تغییر فیزیولوژیکی رخ می دهد که پاسخ های بازخوردی ما را کاهش می دهد و توانایی قشر جلوی مغز را افزایش می دهد.

اینها باعث آرام تر شدن ذهن می شود.

با این ذهن آرام می توان فضایی برای نشستن با احساسات پیدا کرد.

هنگامی که قادر به مکث باشیم، می توانیم عواطف را به عنوان احساساتی در بدن خود تجربه کنیم؛

بدون اینکه با تمرکز بر روی ماشه، باعث شلیک شویم. در آن فضای آرام، می توانیم به خودمان یادآوری کنیم که نفس بکشیم و افکار خود را به لحظه حال برگردانیم،

سپس تصمیم بگیریم که چگونه می خواهیم پاسخ دهیم و واکنشی عمل نکنیم، زیرا خارج از کنترل هستیم.

ذهن آگاهی مایندفولنس

  1. به نظر کودک با دقت، گوش دهید، حتی وقتی با آن مخالف هستید.

فرزند شما قرار است مانند یک کودک عمل کند!

این بدان معنی است که آنها همیشه نمی توانند احساسات خود را مدیریت کنند.

بچه ها همواره در حال یادگیری کنترل و مدیریت خود هستند (همینطور، بیشتر بزرگسالان) و اولویت های متفاوتی نسبت به شما دارند.

رفتار آنها گاهی اوقات دکمه جوش شما را فشار می دهد و این اشکالی ندارد.

مشکل وقتی است که بزرگسالان نیز مانند کودکان رفتار می کنند.

در عوض، اگر بتوانیم ذهن آگاه باشیم- به این معنی که از احساسات خود آگاه باشیم و اجازه دهیم رد شوند بدون اینکه بروی آنها کاری انجام دهیم- ما از کنترل عاطفی الگو می گیریم و فرزندانمان از تماشای رفتار ما، یاد می گیرند.

یادگیری مکث قبل از جواب دادن نیازمند تمرین است و توانایی ما برای کنترل احساسات، بسته به اتفاقات روزانه، تغییر می کند.

به همین دلیل، مراقبت از خود بسیار مهم است.

ما نباید همه روزه خودمان را خالی کنیم و وقت کافی برای پر کردن خودمان نگذاریم.

بسیاری از والدین به خاطر توجه به نیازهای خود احساس گناه می کنند.

توجه به نیازها، خودخواهی نیست- لازم است.

خود را در اولویت قرار دهید، زیرا هرچه احساس راحتی بیشتری داشته باشید، بهتر قادر خواهید بود سرخوردگی های ایجاد شده را مدیریت کنید.

فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی

یادگیری چگونگی کمک به خودتان مهم است و اینکه چگونه نیازهای عاطفی خود را برآورده کنید.

مثال هایی از کمک و مراقبت از خود: استراحت کردن با مخفی شدن در حمام، وقتی از پس بچه ها بر نمی آید (که من دیشب این کار را کردم)، چند دقیقه نفس عمیق کشیدن، خاموش کردن تلویزیون طوری که شما و کودکتان فرصتی برای نقاشی کردن پیدا کنید، دوش گرفتن، پیاده روی، با همسر یا دوست خود صحبت کردن.

و گاهی اوقات، ما نمی توانیم به موقع خودمان را کنترل کنیم واکنش هایی نشان می دهیم و بعد پشیمان می شویم. در آن لحظات، ما می توانیم پس از فریاد زدن بر سر بچه ها از آنها عذرخواهی کنیم، زیرا ما همچنان در حال یاد گیری هستیم و والدین نیز اشتباه می کنند.

 

[۱] Jill Ceder

[۲] Dan Siegel

[۳] Emotional triggers

لینک مقاله اصلی

 

فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۷

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *