بخشش وآرامش روحی و روانی

بخشش وآرامش روحی و روانی

بخشش و آرامش روحی و روانی

گاندی می گوید:

بخشش ویژگی افراد قوی است.

بیایید با بخشش ثابت کنیم که ما هم قوی هستیم، قوی تر از همه، قوی تر از کسانی که باعث رنجش ما شده اند.

بخشش نه تنها کار آسانی نیست بلکه بسیار هم سخت است. چرا باید خود را به زحمت بیندازیم و دیگران را ببخشیم

جواب: به خاطر آرامش خودمان؛ کینه و نبخشیدن دیگران باعث عصبانیت دائم، افسردگی و اختلالات روحی و روانی می گردد. بخشش و فراموش کردن بدی های دیگران، راهی است برای آرامش روحی و روانی.

قدرت بخشش را دست کم نگیرید!

محققان بر این باورند که بخشش سلامت جسمی, روحی و عاطفی را در پی دارد.

افرادی که نمی توانند دیگران را ببخشند و همواره کینه به دل دارند امکان ابتلا به بیمارهای مختلف از جمله بیماریهای قلبی و عروقی و بیماریهای عصبی در آنها بسیار بالا میباشد. کینه سیستم ایمنی بدن را ضعیف می کند و اضطراب و استرس را زیاد کرده و فرد را از یک زندگی شاد و آرام محروم می کند.

نبخشیدن و بدنبال آن بیماری های مختلف را خود من بخوبی تجربه کرده ام و به عنوان کسی که تجربه زیادی در این زمینه دارد به شما پیشنهاد می کنم تا می توانید بی تفاوت باشید و از کسی چیزی به دل نگیرید.

زمانی در شرایطی بودم که احساس می کردم کسانی واقعا حقی را از من ضایع کرده اند و بخشش برایم اصلاً مفهومی نداشت هر چه فکر می کردم بخشش یعنی چه، مگر با بخشش حق ضایع شده من بر می گردد.

تا اینکه این کینه ها و کدورت ها مرا از پا درآورد و درگیر بیماری های مختلف شدم. وقتی بی تفاوت نسبت به همه چیز شدم حالم از این رو به آن رو شد؛ هرچند ضرر و زیان هایی که دیده بودم هنوز هم جبران نشده و شاید هم هیچ وقت جبران نشود، ولی سلامتی و آرامشم را یکبار دیگر بدست آوردم که فکر می کنم مهم ترین چیز همین است.

اگر شما هم نمی دانید بخشش یعنی چه، خیلی ساده به شما بگویم بخشش یعنی اینکه شب آرام سر بر بستر بگذاریم، روزهای خود را با شادی و کارهایی که دوست داریم پر کنیم و خود را از افکار فلج کننده که فلانی چه کرد و بهمانی چه کرد رها کنیم. شاید این هم باید بخشی از زندگی ما می بود تا به اینجا برسیم.

پروفسور رابرت دی. انرایت در کتاب خود با عنوان “بخشش یک انتخاب است” چهار روش برای بخشش عنوان کرده است:

  • آشکار کردن حس تان

در مورد عصبانیت ها و آسیب ها با خودتان صادق باشید.

تمام بی عدالتی هایی که به زندگیتان آسیب می زند را ارزیابی کنید؛ اگر والدین تان شما را بد تربیت کرده باشند و یا از رفتار ناعادلانه ای رنج می برید و یا هر مورد دیگر بهتر است صادقانه با خود خلوت کنید و به آنها بپردازید تا بعد از شفاف سازی برای خودتان به راه حل بیاندیشید.

  • تصمیم گیری

تصمیم عاقلانه ای برای بخشش بگیرید. اخلاق خشونت آمیز را کنار بگذارید چراکه زمان آن فرا رسیده تا تاکتیک را تغییر دهید. عصبانیت و مخفی گرایی در درازمدت خوب نیست و آسیب جدی به شما خواهد رساند.

  • پیش قدم شدن

سعی کنید بفهمید کسانی که به شما آسیب زده چه دلیلی داشته، از خود سوال کنید: زندگی برای آنها به چه شکل است؟ چه فشار و استرسی را تحمل می کنند؟ سپس فکر کنید چه هدیه کوچکی می توانید به آنها دهید؟ هدیه می تواند یک لبخند، دست دادن دوستانه و حتی تلفن کردن باشد.

به خاطر داشته باشید بخشش و مصالحه مثل هم نیست و این طور نیست که اگر صمیمیت در رابطه با فردی را پیشه کنید او از شما سوء استفاده خواهد کرد. این تفکر غلط که مهربانی دیگران را پررو می کند را کنار بگذارید و برای آرامش روح خود برای بخشش و مصالحه پیش قدم شوید.

  • کشف اهداف

هدف خود را بیابید و بدانید چگونه می توانید به دیگران کمک کنید هر فردی احتیاج به نوعی کمک دارد یعنی نیازهای متفاوت است پس با توجه به این مهم برای بخشش دیگران و داشتن رابطه خوب با فردی که شما را رنجانده پیش بروید.

باز هم یادآور می شود بخشش به هیچ وجه کار راحتی نیست. بعد از هر بخشش ممکن است همیشه این فکر با ما همراه باشدکه حق من ضایع شده است؛ ولی با قدرت باید این کار را انجام داد چون ما خودمان را دوست داریم و به فکر آسودگی و آرامش خود هستیم.

نبخشیدن و کینه به دل داشتن ذهن را سخت درگیر می کند طوری که فرصت هرگونه کار جدید و خلاقیت را از ما می گیرد. بخشش مانند اکسیژن برای ذهن است هر چه اکسیژن بیشتری به ذهن برسد ذهن فعال تر خواهد بود.

بخشش کار سخت و زمانبری است اینطور نیست که بگویم فرد را بخشیدیم و دیگر همه چیز تمام شود بلکه در طول زمان و با انجام رفتارهای مختلف بخشش صورت می گیرد و وجود ما از نفرت ها و کینه پاک می شود و روز به روز احساس بهتری خواهیم داشت.

ادوارد هالوول در کتاب خود به نام “شهامت بخشش” چهار گام برای بخشش آورده است:

گام اول:  پذیرش ناراحتی

بخشش با غصه و ناراحتی شروع می‌شود. ممکن است فرد، گروه یا سازمانی شما را رنجانده باشد. اگر می‌خواهید آنها را ببخشید باید به خودتان بقبولانید از رفتار آنها رنجیده‌اید. پس از آن که پذیرفتید آسیب دیده‌اید دچار احساسات منفی چون خشم، ناراحتی، ترس، تعجب، گیجی و ناامیدی می‌شوید و همین احساسات مانند باتلاق شما را در خود فرو می‌برد.

گام دوم:  تسکین خشم و نفرت

پس از رنجیده شدن خاطرات تلخ ذهن‌تان را پر می‌کند اینجاست که باید سعی کنید به اعتقادات و باورهایتان پناه ببرید و اجازه ندهید خشم و ناراحتی بر رفتارتان تاثیر بگذارد. آنچه در این مرحله به شما کمک می‌کند، شناخت ارزش‌هایتان در زندگی است. باید از خود بپرسید من می‌خواهم این رنج و سختی را به چه چیز تبدیل کنم؟

فرض کنید یکی از ارزش های شما شادی باشد، یا ارزش دیگر برقراری روابط خوب با دیگران باشد. حالا با خود فکر کنید آیا رفتار کینه ورزی و نبخشیدن با این ارزش ها سازگاری دارد.

گام سوم:  تمرین کردن

در این مرحله باید تلاش کنید با استفاده از کنترل احساسات دیوانه ‌وارتان، از شر گرفتاری ها خلاص شوید. احساس همدردی با دشمنانتان می‌تواند در خلاصی از این مخمصه نقش مهمی داشته باشد. همچنین با توجه به روحیه‌ای که دارید، می‌توانید به دعا و عبادت متوسل شوید تا به این وسیله از احساسات بد خلاص شوید.

مقاله عملگرایی را در اینجا ببینید.

گام چهارم:  همه چیز را رها کنید و به راه خود ادامه دهید.

سعی کنید خشم و کینه را از خود دور کنید و مانع ورود آنها به قلبتان شوید. این کار را آنقدر تکرار کنید تا مطمئن شوید فاصله زیادی با خشم دارید. در این کار حتما پشتکار داشته باشید. مطمئن باشید بعد از بخشش در درون‌تان فضایی پاک و تازه آفریده‌اید و سالم‌تر و شاد‌تر خواهید بود.

دلت را از کینه ها خالی کن تا بتوانی با آرامش زندگی کنی!

گفتیم بخشش کار سختی است در مقابل آن کینه ورزی بسیار آسان و معمولاً ما آنرا دوست داریم!

وقتی کسی باعث رنجش شما شده یا به شما ضرری رسانیده است، بخصوص اگر یکی از دوستان و عزیزانتان باشد، کینه ورزی در شما شکل می گیرد و خشم بر شما غلبه می کند و ممکن است رفتارهایی مانند عصبانیت و پرخاشگری از خود نشان دهید.

اگر فکری به حال این مورد نکنید به مرور احساسات منفی، بر احساسات مثبت غلبه می کند و شما پر از کینه و نفرت می شوید بدون اینکه خودتان متوجه باشید و این رفتارهای خود را بسیار معمول و عادی می بینید.

اینها باعث می شود از زندگی به اندازه کافی لذت نبرید دنیا را ناعادلانه ببنید، مدام مضطرب و افسرده هستید زندگی برای شما بدون معنا و ارزش می شود. چه بسا اعتقادات معنوی شما هم زیر سوال رود.

کینه ورزی ممکن است باعث شود بسیاری از ارتباطات با ارزش خود را از دست بدهید.

نمی توانم ببخشم چکار کنم؟!

اگر فکر می کنید نمی توانید کسی که باعث رنجش شما شده را ببخشید چون اشتباه خود را قبول ندارد و از کرده خود پشیمان نیست، رفتارهای زیر می تواند به شما کمک کند:

  • از دید طرف مقابل به موضوع نگاه کنید و از خود بپرسید چرا چنین رفتار کرده است اگر شما در این شرایط بودید چه رفتاری می کردید؟ اگر صادقانه به این سوالات پاسخ دهید گاهی به جواب هایی می رسید که شما را بسیار آرام می کند.
  • از سیستم ادراک استفاده کنید و بدانید که رفتار آدم ها متفاوت و چه بسا افراد نواقصی دارند که خود از آن آگاه نیستند و هر کس حق دارد آنطور که از نظر خودش درست است رفتار کند این ما هستیم که باید بهترین پاسخ و عکس العمل را داشته باشیم.
  • به زمان هایی فکر کنید که خود باعث آزار و اذیت دیگران شده اید و آنها شما را بخشیده اند چه حسی داشتید؟ مطمناً حس خوبی داشته اید. سعی کنید همین حس را برای دیگران ایجاد کنید.
  • نوشتن اتفاقاتی که موجب ناراحتی شما شده همچنین دعا و نیاش و مدیتیشن هم در بخشش و رسیدن به آرامش دوباره به شما کمک می کند.
  • راهنمایی گرفتن از یک فرد دانا و دلسوز هم می تواند به شما کمک کند.
در بخش قبل در مورد توقع داشتن صحبت کردیم، هر چه توقع ما از دیگران کمتر باشدکمتر  دلخور می شویم و راحت میتوانیم آنها را ببخشیم.

آیا واقعا لازم است دیگران را ببخشیم؟

لازم نیست دیگران را ببخشیم ولی وقتی ببینم رنجش و دلخوری از دیگران چقدر بر زندگی ما اثر می گذارد و آرامش ما را می گیرد هرگز به کینه توزی و خشم و نفرت داشتن ادامه نمی دهیم. بخشیدن نشانه عزت نفس بلاست.

تحقیقات جدید نشان داده است که بسیاری از بیماری روحی و روانی و حتی جسمانی ناشی از افکار و احساسات ماست. ما برای هر بیماری ساده ای به پزشک مراجعه می کنیم و با وسواس خاصی دستورات پزشک را رعایت می کنیم.

سردرد، کمردرد، زخم معده، اضطراب، بی خوابی، ناامیدی و… همه بیماری هایی هستند که به خاطر کینه و نفرت و نبخشیدن، گریبانگیر ما می شوند. داروی همه این بیماری ها “بخشش” است و بس!

پس برای سلامت جسم و روان خود تا می توانید بخشش را تمرین کنید چون بخشش کاری یک شبه نیست و نیازمند زمان است.

اگر بخواهیم بدانیم کسی را بخشیده ایم یا نه باید به درون خود مراجعه کنیم و ببینم در طول شبانه روز چقدر به او فکر می کنیم و چقدر خطاهایش در ذهن مرور می کنیم و سرزنشش می کنیم گاهی هم دوست داریم الان در کنارش بودیم و چه حرف هایی که به نمی زدیم.

صرف گفتن من تو را بخشیده ام، بخشش صورت نمی گیرد اعتراف لفظی گام اول بخشش است.

یک شروع جدید!

بیایید با بخشش زندگی تازه ای را شروع کنیم. زندگی با کینه و نفرت زندگی در گذشته است؛ با بخشش ما تنش و اضطراب را در خود فروکش می کنیم و رها و آزاد می توانیم در زمان حال با فراغ بال زندگی کنیم، کارهای جدید شروع کنیم با افراد جدید ارتباط برقرار کنیم و شاهد موفقیت روز افزون خود باشیم.

 

بخشش یعنی رهایی از قید بندهایی که به دست و پای خود بسته ایم هر چند مسبب آنها کسانی دیگر هستند، هر چند به ناحق باعث شدند این قید و بندها به دست و پای ما بسته شود ولی تنها و تنها خود ما هستیم که می توانیم اینها را باز کنیم و در آرامش و صلح و صفا زندگی کنیم.

 

از کتاب: آرامش

نوشته: مریم عباسی

بخشش و آرامش روحی و روانی

بخشش و آرامش روحی و روانی با هم پیوند عمیقی دارند.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۷

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *